صدرابلاگ

درهم از سراسر وب

رای ندهیم تا ادب شوند!

تاکید می شود که مخاطب این متن، ضدانقلاب وخاک فروش و مزدور و وطن فروش نیست. این افراد حق دارند انتخابات را تحریم و به اقتضای ذات شان عمل کنند. مخاطب این متن کسانی هستند که علاقه مند به کشورشان هستند و اما خسته اند و فکر می کنند با قهر از صندوق می شود تغییر ایجاد کرد.

"رای ندهیم تاادب شوند" مهمترین گزاره ای که این روزها در دفاع از تحریم انتخابات می شنویم. آیا این گزاره درست است؟

تاکید می شود که مخاطب این متن، ضدانقلاب و خاک فروش و مزدور و وطن فروش نیست. این افراد حق دارند انتخابات را تحریم و به اقتضای ذات شان عمل کنند. مخاطب این متن کسانی هستند که علاقه مند به کشورشان هستند و اما خسته اند و فکر می کنند با قهر از صندوق می شود تغییر ایجاد کرد.

اولا یک مقدمه کلیدی؛

رای دادن حق فرد است اما این حق، یعنی حق تعیین سرنوشت قابل انتقال به غیر نیست. مثل اینکه مالکیت دست انسان حق اوست اماقابل انتقال به غیر نیست.

با این مقدمه ممکن است رای ندادن پیام های فرعی داشته باشد، اما پیام اصلیش این است که: "لطفا سرنوشت مرا شما تعیین کنید."

بنابرین رای ندادن خودش رای است:

رای به اینکه دیگران بجای من انتخاب کنند؛

رای به استمرار وضع موجود؛  

رای به حاکمیت اقلیت؛

و در نهایت رای به شیادان؛

یعنی  موفقیت کسانی که تلاش کردند با فشار تحریم مردم را از کشور و خاک شان جدا کنند؛ هم خود شیادشان و هم رسانه های غدارشان.

حالا ممکن است یکی بگوید: "بله این ضررها هست اما فایده هم دارد. فایده اش سرعقل آمدن حکومت است."

اما آیا چنین استدلالی درست است؟  

شاید به ابعاد حرف مان توجه نداریم.

دقت فرمائید: حکومتی که با "رای مردم" حاضر نمی شود تغییر کند، با "قهر مردم" چرا باید تغییر کند؟ به سخن دیگر حکومتی که انقدر ظالم است که رای مردم آنرا اصلاح نمی کند، قهر مردم تثبیت اقتدار ظالمانه اوست و بهتر کمک میکند تا تغییر نکند. عذرخواهی می کنم اما چنین حکومتی باید برچیده شود؛ برای چنین حکومتی نقطه مقابل رای دادن، رای ندادن نیست، قیام علیه ظلم است.  

احتمالا می گوئید: "نه دیگر انقدر هم ظلم ساختاری وجود ندارد. کشور یک قوه عاقله دارد که با قهر مردم به خودش می آید."

 بسیار خب . یعنی بین "دستگاه تغییر" و "قوه عاقله نظام" تفکیک قائل شدید. اینکه چقدر تفکیک درست است بماند، اما فرض کنیم چنین باشد.

یعنی بعد از قهر، قوه عاقله به خودش می آید و قرارست تغییر ایجاد کند. یعنی دقیقا چه کند؟ فردای تغییر اولین قدم چیست؟ آیا غیر همین فرآیند انتخابات راهی هست؟ غیر همین آدمها، آدم شگفتی آفرین داریم؟ آیا تصور کردیم قهر ما باعث می شود عصای معجزه موسی جای فرآیند انتخابات را بگیرد و بجای لاریجانی ورئیسی از مریخ یا بهشت برین آدم نازل شود؟

ممکن است بگوئید:  "نه دیگه نشد. ما می خواهیم قهر کنیم تا شورای نگهبان اصلاح شود و مثلا امثال تاج زاده ها تائید صلاحیت شود."

 مثل کودکی که از پدر ومادرش قهر می کند تا والدینش اجازه دهد او سم بخورد. مزاح نیست؟ حقیقت اینست که هیچ قهری موجب زائل شدن عقلانیت نمی شود. سم ندادن به فرزندبرای صیانت از فرزند است نه ابقای اقتدار والدین. لذا ثمره قهر، خودکشی نیست.

در نهایت اینکه:

یکم. کدام آدم عاقلی است که؛

خودش با دست خودش، انتخاب سرنوشتش را به دیگران موکول کند؟ نمی شود من و شما با هم سوار اتوبوس تهران مشهد شویم و شما بگویید برای من مهم نیست راننده چه کسی باشد. راننده ناشی، من و شما را با هم ته دره می برد.

دوم کدام آدم عاقلی است که؛

برای اصلاح حکومتش به خود و دیگران ضربه بزند؟ واقعا برای اصلاح ناخدا باید کشتی را سوراخ کرد؟ آیا اصلاح را در خفگی جمعی در اعماق دریاها دیدیم؟

سوم. کدام آدم عاقلی است که؛

برای اصلاح کشور خود جلاد و اوباش و اهریمن را بر خود و مردم مسلط کند؟ این روزها فصل چیدن میوه تحریم برای اربابان ظلم و تکبر شیطانی است. تحریم کردند تا سفره ها کوچک شود وطاقت ها سر رود و مردم مستاصل شوند و سر خم کنند. قهر از صندوق یعنی توفیق شیادان تحریم و اوباش رسانه ای شان. "رای بی رای" یعنی "تحریم جواب داد، لطفا ادامه دهید."

خلاصه راه اصلاح، هرنوع اصلاحی ولو اصلاح اصل قانون اساسی از طریق صندوق است. اصلاح ولو اصلاح تدریجی بهتر از قهر با اصلاح است. 

محسن مهدیان

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
Designed By Erfan Powered by Bayan